شاعری که به کوه و دشت زده
شاعری که به کوه و دشت زده
شعر گفت و به تیشه فکر نکرد
هیچ راهی نمونده وقتی به تو
هیچ جوری نمیشه فکر نکرد
کاش هیچ عابری نبینه تو رو
توی این دشت
چه بری پیش عشق می سوزی
چه نری پیش عشق می سوزی
خود خورشید هم که باشی باز
توی آتیش عشق می سوزی
اعتقادم به تو خرافی نیست
هر چقد باشی باز کافی نیست
غزل تازه ی من عاشقته
کی به اندازه ی من عاشقته
شعر گفت و به تیشه فکر نکرد
هیچ راهی نمونده وقتی به تو
هیچ جوری نمیشه فکر نکرد
کاش هیچ عابری نبینه تو رو
توی این دشت
چه بری پیش عشق می سوزی
چه نری پیش عشق می سوزی
خود خورشید هم که باشی باز
توی آتیش عشق می سوزی
اعتقادم به تو خرافی نیست
هر چقد باشی باز کافی نیست
غزل تازه ی من عاشقته
کی به اندازه ی من عاشقته
- ۱.۱k
- ۲۵ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط