رمان دنیای من

رمان دنیای من
پارت ۲۷
ای خدای من نکن اینجوری دختر آروم آروم موهاش و نوازش میکردم کنه خودم هم خوابم برد
دیانا، با صدای گوشیم بلند شدم که ارسلان هم بیدار شد
ارسلان، کیه دیانا
دیانا، ار..... ارسلا.ن با.بامه
ارسلان،گوشیو بده من
دیانا، نه ارسلان او..
ارسلان، هیس بده برو توی اتاق
دیانا، آخه
ارسلان، دیانا گفتم برو
جواب دادم داد زد
(بابای دیانا احمد)
احمد،دیانا پ.د.ر.س.گ
کدوم گوری هستی ببینمت چالت میکنم همین الان هر قبرستونی هستی میای با عربده
ارسلان، صداتو توی گلوت ننداز مرتیکه
احمد، تو کدوم خریه اون دختره چش سفید کجاست
ارسلان، اون جاش پیش من امن
احمد، یادم نمیا تورو تا جایی که یادمه اون پسرایی که فرستادمشون همه دست از پا دراز تر برگشتن
ارسلان، من ازون
بیشرافا نیستم
احمد، ببین همین الان دیانا رو میاری
ارسلان، نیارم
احمد، من به اینا بدهکارم گفتم اون بی صاحب و بهشون بدم
ارسلان، چقدر بدهکاری
احمد، جون بابا ۵ ميليارد داری بدی
ارسلان، میدم ولی هواست باشه یا خودت یا یکی از اون ل.ا.ش.ی یا دورش ببینم بد میبینی
احمد،اوکی
ارسلان، پول و کجا و چه زمان بفرستم
احمد، آدرس و لوک میفرستم ساعت ۳
ارسلان، خدافظ
با گوشی خودم زنگ زدم به مهیار
ارسلان، سلام
مهیار،سلام آقا
ارسلان، ببین امروز ساعت ۲ چند تا کیف میدم بهت ببر به این آدرسی که میفرستم
مهیار، چشم آقا
ارسلان، خدافظ
مهیار، خدافظ آقا
ارسلان، رفتم جلو در اتاق
پارت بعدی میخواید بزارم🤔
زود تر ۱۰۰ تاییم کنید پارت جایزه بگیرید 🥰
دیدگاه ها (۸)

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۵ *آوا*آبروتون رو میبرم .به این ر...

رمان دخت من

عشق بی پیان

سرنوشت(ویو رایا)صبح با صدای بلندی از پایین بیدار شدم.با عجله...

رمان تو خود منی

پارت 13رمان ✨عشق مدرسه ای🇰🇷هیونجین: ملکه قلبم بغض نکن رسیدیم...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 31+بنظر میاد فقط بخش...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط