سلام من ات هستم سالمه و سال اخر دانشگاه هستم و از ایرا

سلام من ات هستم ۲۴ سالمه و سال اخر دانشگاه هستم و از ایران برای ادامه تحصیل به کره اومدم.پدرم یکی از بزرگترین تاجرا بود.امروز قرار بود با دوستم برم بیرون رفتم لباسامو پوشیدم و عطر لیمویی مو زدم.گوشیمو داخل کیفم گذاشتم و راه افتادم.رفتیم و با هم کلی خرید کردیم ولی باید راهمون از هم جدا میشد چون خونه هامون جدا بود.داشتم از خیابون رد میشدم حس خوبی نداشتم همه جا تاریک بود.فقط یه لامپ روشن بود که اونم سوخت. با قرار گرفتن چیزی قلوی بینیم دیگه چیزی نفهمیدم.
دیدگاه ها (۰)

وقتی بیدار شدم تو یه مکان دیگه ای بودم.همه جا تاریک بود.یه ج...

و با اون دوتا رفتیم بیرون از انباری و به سمت یه اتاق بزرگ با...

درخواستی هاتون را بدید

پارت دوم دوپارتی جیمینی:)p²:لباس راه راه خاکستری و سفید.. شل...

عشق پنهان من

#P𝗔R𝗧 : 7 〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦.............

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط