به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد

که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم

هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر

هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد

جانشین تو در این ســـینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها

عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!
دیدگاه ها (۲)

ما ز چاه آب می خوریم دریا حسادت می کندما ز هجر رنج می بریم ل...

دوست دارم بگویم سلامولی دلم می لرزد،  آخر می دانم از پس هر س...

منم زیباکه زیبا بنده ام را دوست میدارمتو بگشا گوش دل پروردگا...

پیراگرباشم چه غم عشقم جوان است ای پـــریوین جوانی هم هنوزش ع...

خواستند از تو بگویند شبی شاعر هاعاقبت با قلم شرم نوشتند، نشد...

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند ...

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند ...

خداحافظی تلخبه خدا حافظی تلخ تو سوگند نشدکه تو رفتی و دلم ثا...

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد<که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند ن...

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشدکه تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نش...

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند ...

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشدکه تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نش...

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط