چنین که یــخ زده ایمان من اگر هر روز

چنین که یــخ زده ایمان من اگر هر روز
هـزار بـار بـیـاید بهـــــار کـافی نیست

خودت دعـــا کن ای نازنیــن که برگردی
دعای این همه شب‌زنده‌دار کافی نیست

نگاه می‌کنم به خودم و به دور و برم همش سیاهی
تشنه‌ام٬تشنه کمی سپیدی که از

خویش دریغ کرده‌ام

می‌خواهم بگویم از آنچه در دلم جاری است

اما آقای بی قراری هایم خبر داری

از آنچه بر من رفته و می‌رود... دستم بگیر

مگذار غرق شوم

اینجا میان مردم، در تنهایی

هیچ‌گاه دست از سر دلم بر نمی‌داری

دلم باید به آهستگی حمل شود

چون ترک خورده ... شکستنی است


اللهم عجل لولیک الفرج
دیدگاه ها (۱۴)

در روزگاری که آینه‌ها هم گاهی غبارِ خودخواهی را پس نمی‌دهند،...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

جزء الذی لایتجزی

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁷اما چیزی که بیشتر از هر چیزی منو شوک...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

اسیر مافیاپارت ⁵ویو مین یونگیتلفنم‌رو جواب دادم بهم خبر دادن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط