آخر هفته شد و نامه ز یارم نرسید

آخر هفته شد و نامه ز یارم نرسید
ازدوصد وعده،یکی هم به قرارم نرسید

چشم من مانده به راهش که شود مرهم دل
او به درمان دل تنگ و نزارم نرسید

من به امید وصالش،همه شب درپی او
او به بالین تن خسته و زارم نرسید

گشته ام سخت پریشان من از این هجر ولی
امشبم صبح شد و باز نگارم نرسید

می شوم کشته عشقش،دگر از بی خبری
می دهد وعده مرا،لیک کنارم نرسید

گر چه دانم که ندارد خبر از این دل من
باز هم منتظرم ، گرچه بهارم نرسید
دیدگاه ها (۴)

قلب عاشق پیشه از هجرت شکایت میکندغصه های بی تو بودن را روایت...

در قلب من خسته بجز تو احدی نیست هر کس که بیاید به قیاست عددی...

یک بغل دلواپسی، زانوی غم، دیوار و تو باز آهنگ تو و یاد تو و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط