جان بیمار مرا نیست ز تو روی سؤال

جان بیمار مرا نیست ز تو روی سؤال

ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد

#حافظ
دیدگاه ها (۳)

باز آی و دلم ز هجر پردرد نگردر سینهٔ گرمم نفس سرد نگردر گوشه...

‌من زنده‌ام به مهرِ #تُ ، ای مهربانِ من#حسین_منزوی

دل دی شکایتی ز تو می‌کرد پیش منپنداشت هر چه من به تو گویم تو...

از آن ڪه دل اول به رَهَت داد، بڪن یاد#رهی_معیری

مرا چشمیست خون‌افشان ز دست آن کمان ابروجهان بس فتنه خواهد دی...

ما دل به غم تو بسته داریم ای دوستدرد تو به جان خسته داریم ای...

اگر به مذهب تو خون عاشق است مباحصلاح ما همه آن است کان تو را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط