اما راه نجات در میانهی این صدای هولناک چه سوییست

اما راه نجات در میانه‌ی این صدای هولناک چه سویی‌ست؟

در کتاب “تاریخ ایران” با ترجمه‌ی میرزا اسماعیل حیرت از “ملکم” نقلی آمده؛ وی گفته است: «اهالی ایران خوش دارند به قصه‌خوانی و افسانه‌گویی و ذکر امثال بسیار و سبب این معنی به‌نظر واضح می‌نماید؛ زیرا در مملکتی که خبر از آزادی ندارند اقتدار در هر صورت، قهار است. سمعِ قهر و غلبه، از شنیدن حقِ صرف و صدقِ محض، بیزار؛ لهذا عقل و شعور باید در این لباس جلوه کند؛ مگر در این شکل، بازاری از خویش گرم و آهنی از دیگران نرم سازد». و هنوز قصه‌ها صدایمان می‌کنند…
شاید جهان داستان با دامن زدن به تخیل بتواند بچه‌ها را مقابل محتوای تحمیلی و تکلیف بالادستی صیانت کند؛ و شاید اگر معلم‌ها به نقش ادبیات در ساختن جهانی عاصی و مشکوک به “بسته‌های فکریِ ابلاغی” واقف شوند و در ۶سال دوران ابتدایی، داستان‌خوانی را در بچه‌ها به یک عادت‌واره تبدیل نمایند، آنها روزی بتوانند از دانه‌ی گندم بودن پوست بیندازند!
خانم ارزو رضائی مجاز
دیدگاه ها (۱)

با فاصله گرفتن از مشکلات دیگران به اهدافمان نزدیکتر نمی شویم...

dance me.La la la la la laDance me to your beauty with a bur...

ابزارهای این یکسان‌سازی را هم، در دو رویکرد می‌توان پی گرفت؛...

جامعهمقاومت فانتزی! (در نقدِ خلاقیت‌کُشیِ دوران ابتدایی)سیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط