زندگی عذاب اور
زندگی عذاب اور «۲۱»
به جای میتسویا یه چاله ی پره خون بود*
دراکن:: یعنی چی....
یهو تابم که تو حیاط بود خود به خود حرکت کرد*( عوارض دیدنه فیلم های سعید والکور)
ایزانا:: شِتتتتت چرا داره تاب میخورهههه
دراکن:: حتما باد بوده اینا مهم نیس میتسویا کجاست
مایکی:: دوباره یه حرف..
چیفویو:: حرفه S.....
باجی:: این داستان مشکل داره....
تابم یهو وایستاد*
مایکی:: بهتره تعدادمونو بیشتر کنیم
رفتن دنبال کازوتورا هانما کیساکی ران و ریندو اینوپی و کوکو*
مایکی:: مجبور بودیم با دشمن اینکارو انجام بدیمم
هانما:: هویی ما خودمون چندان میلی به این کار نداریمم
چیفویو:: انقدر بحس نکنیننن
ریندو:: چیکو بچه ی باهوشیه شاید داره از قصد این کارو میکنه
باجی:: میتسویا چی؟
ریندو:: شاید میتسویا جزوه نقششه
چیفویو:: خواهر من همچین کاری نمیکنه
ران:: چیفویو راست میگه
کوکو:: ببینم از چیکو چیزی به جا نموند؟ یا میتسویا؟
چیفویو:: فقط یه چاله خون پیدا کردیم
اینوپی:: ببینم مطمئن بودین که اون خون، خونه واقعی باشه؟
باجی:: نه
کوکو انگشتشو کرد تو خونا و یکمشو خورد*
اینوپی:: ایییی کوکوووو
کوکو:: عومم.. این خون نیس..
دراکن:: یعنی چیی؟؟
کوکو:: این سوسه توتفرنگیه که رو بستنی شکلاتی میریزن
چیفویو:: چیکو عاشقه بستنی شکلاتیه...
هانما:: به قران اگه همش یه نقشه باشه همتونو جر میدم
تلوزیون روشن شد*
همه:: بابا بیخیاللللل برامون عادی شدههه🙄
کوکو:: چیفو اون دری که گفتی هیچ وقت نباید بریم توش چی چرا اونجا رو نمیگردیم
چیفویو:: راستش... ( صدای خیلی عجیب و بلندی از همون اتاق اومد*
کازوتورا:: خوب الان معلوم شد هرچی هست تو اون اتاقه
ادامه دارد......
به جای میتسویا یه چاله ی پره خون بود*
دراکن:: یعنی چی....
یهو تابم که تو حیاط بود خود به خود حرکت کرد*( عوارض دیدنه فیلم های سعید والکور)
ایزانا:: شِتتتتت چرا داره تاب میخورهههه
دراکن:: حتما باد بوده اینا مهم نیس میتسویا کجاست
مایکی:: دوباره یه حرف..
چیفویو:: حرفه S.....
باجی:: این داستان مشکل داره....
تابم یهو وایستاد*
مایکی:: بهتره تعدادمونو بیشتر کنیم
رفتن دنبال کازوتورا هانما کیساکی ران و ریندو اینوپی و کوکو*
مایکی:: مجبور بودیم با دشمن اینکارو انجام بدیمم
هانما:: هویی ما خودمون چندان میلی به این کار نداریمم
چیفویو:: انقدر بحس نکنیننن
ریندو:: چیکو بچه ی باهوشیه شاید داره از قصد این کارو میکنه
باجی:: میتسویا چی؟
ریندو:: شاید میتسویا جزوه نقششه
چیفویو:: خواهر من همچین کاری نمیکنه
ران:: چیفویو راست میگه
کوکو:: ببینم از چیکو چیزی به جا نموند؟ یا میتسویا؟
چیفویو:: فقط یه چاله خون پیدا کردیم
اینوپی:: ببینم مطمئن بودین که اون خون، خونه واقعی باشه؟
باجی:: نه
کوکو انگشتشو کرد تو خونا و یکمشو خورد*
اینوپی:: ایییی کوکوووو
کوکو:: عومم.. این خون نیس..
دراکن:: یعنی چیی؟؟
کوکو:: این سوسه توتفرنگیه که رو بستنی شکلاتی میریزن
چیفویو:: چیکو عاشقه بستنی شکلاتیه...
هانما:: به قران اگه همش یه نقشه باشه همتونو جر میدم
تلوزیون روشن شد*
همه:: بابا بیخیاللللل برامون عادی شدههه🙄
کوکو:: چیفو اون دری که گفتی هیچ وقت نباید بریم توش چی چرا اونجا رو نمیگردیم
چیفویو:: راستش... ( صدای خیلی عجیب و بلندی از همون اتاق اومد*
کازوتورا:: خوب الان معلوم شد هرچی هست تو اون اتاقه
ادامه دارد......
- ۱۱.۹k
- ۲۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط