صبح بی‌سوی چشمان تو،

صبح بی‌سوی چشمان تو،

نگاهم از هر سلامی خالی‌ست


ارس آرامی
دیدگاه ها (۰)

بندبند بدنت واژه به واژه غزل ستگردهم آمده‌اند گویی شبی شاعره...

بندبند بدنت واژه به واژه غزل استگردهم آمده‌اند گویی شبی شاعر...

رفتنت رفتن جان‌ست کمی حوصله کنآتشی بر دو جهان‌ست کمی حوصله ک...

آب منم تاب منم، شاعر مهتاب منمشور تویی شعر تویی، عاشق بی‌تاب...

در من هزار صندلی،در من هزار جای ِ تو خالی ست...در من!هزار جا...

در میانِ شلوغی های ذهنمجای یک دوستت دارم از زبانِ تو چقدر خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط