آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ

آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ
اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ

شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد
گرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآ

کرده‌ای عهد که بازآیی و ما را بکشی
وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ

رفتی و باز نمی‌آیی و من بی تو به جان
جان من اینهمه بی رحم چرایی، بازآ

وحشی از جرم همین کز سر آن کو رفتی
گرچه مستوجب صد گونه جفایی، بازآ


وحشی
دیدگاه ها (۱۵)

جمالت کرد جانا هست ما راجلالت کرد ماها پست ما رادل آرا ما نگ...

جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم تراور قصد آزارم کنی هرگ...

زهر با یاد تو شکر گرددشام با روی تو سحر گردددرد عشق تو بوالع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط