شهرم شهر بن بست ها بود

شهرم شهر بن بست ها بود

شهر رفتن تا گمشدن

شهر دیوارها بود

شهر بی مسافر

خالی از عاطفه

شهر آدمهای بد بود

شهر پر از غریبه ها

در به در دنبال سایه ها

شهر دروغ دوست به دوست بود

شهر وحشت ، شهر تنهایی

شهر فاصله ها بود

یادم نیست روزهای شادی در این شهر

قدم می زنم در شهری با این نام و نشان

شاید شهر فردا باشد ...

دلواژه های خاطرات / سعید

#فهیمه
#پریا
#parisatt
دیدگاه ها (۱۱)

روی تقدیرم نوشته ... اشتباهزیر هیج آسمانی جایم نیستکوله بارم...

دستم تمام خستگی هاستتنم بوی کهنه های دنیاستامیدم نیست به این...

می‌گویندبس که دستی گرمکسی به سرت نکشیدهموهایت سفید شده‌اندری...

میدونی رفیق...اونایی که وزنشون بیشتر از جسمشونه اشتباه نگیری...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۲: سکوتِ سردِ پاریسهواپیمای اختص...

سایه‌ای پشت لبخند پارت : ۲۷ چند روز از آخرین دیدارشان گذشته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط