عجله داشتم

عجله داشتم
تندتند راه میرفتم...

محکم به چیزی خوردم
ادم بود!

منتظر بودم بگوید : کوری؟؟
دستش را بطرفم دراز کرد
با من دست داد...
و لبخندی زد.....

به گمانم " انسان " بود...
دیدگاه ها (۱)

درخت....آخرین درخت آن کوچه ی آشنا رابریدند و تیر چوبی کاشتند...

خداوندا ...دوستانی دارم آیینه تمام نمای عشق الهی اندرسمشان م...

شب ها نوازنده ای دوره گردموقتی تخت و صندلی ساز می شوندو صدای...

رویای شما تاریخ انقضا نداردنفسی عمیق بکشید و دوباره تلاش کنی...

پارت یک باران شرشر از آسمان می‌آمد ولی من فقط منتظر یه نفر ب...

پسرکی جلوی خانمی را میگیرد و با التماس میگوید :خانم، تو رو خ...

اگه ۱۰ تا بازنشرو ۲۰ تا لایک بشه پارت بعدی رو میزارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط