صبح یاد آوری میکند

صبح یاد آوری میکند
خیال تو را
میان خواب هایم
میان رویاهای گمشده ام
حتی وسط دلتنگی هایم
صبح با یک بوسه هم میزند
خوشبختی را
در فنجان شیرین لب هایم
و یاد تو را به جانم می اندازد
آن وقت آغوشی گرم میشود
برای بهانه هایم #آذر_فراهانی
دیدگاه ها (۱)

خدایا شروع سـخن نامِ توستوجودم به هرلحظه آرامِ توست دل ازنام...

✨بـہ نام آنکہ گل راخندہ آموخت 🕊وبرجان شقایق آتش افروخت✨بـہ ن...

صبح است بیا تا من و تو ما بشویم در سفره صبحانه ی دل جا بشویم...

بایاد تو عشق و شور، معنا دارد در محضر تو، حضور معنا دارد آوا...

برای تو که از مرگ ارزشمند تر و از جان خوار تر بودی :حالم خوش...

دروغ شیرین پارت بیست و چهارم × اونییی من نمیخوام برم مدرسه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط