چه پشت کنی به دوربین

چه پشت کنی به دوربین
چه رو کنی به دوربین
هیچ فرقی به حالم ندارد
هنر پشت و رویی ندارد
اگر فاصله ها هم باشند
باز هم میان ساعت شلوغی شهر
در میان پس کوچه های شمرون
سه قدم عاشقی بر میدارم
هنر هایت سپیده میزند روی خیالم
باز هم اگر پشت کنی به دوربین
باز هم من هوادارتم
داد میزنم که هنرت مثل هیچ کس نیست
دیدگاه ها (۴)

پارت اول راز خون

چند پارتیپارت۳ا.ت به سرعت درِ شیشه‌ایِ سوپرمارکت را قفل کرد ...

🖤 پارت هشتم | او نمی‌خواهد پیدا شودلانا چند ثانیه فقط به جون...

کآیا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۲✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

White Lotus | Part 28سه روز بعد...سئول دوباره همان شهر شلوغ ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۱ شب‌های شهر «برلنت...

زیاد استقبال نمیشه متاسفانه پارت سه

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

p2☆فاجعه ای به نام ما☆ویو لونارفتم که اماده بشم اون دوتا اسک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط