𝓹𝓪𝓻𝓽۵۴

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۴
هر دو سوار ماشین شدیم
صدای موتور هر دو ماشین توی پیست پیچید
ریچارد از طریق هندزفری گفت:
ریچارد: ات... یادت نره نقشه‌ای که کشیدی
لبخند زدم
ات: هیچ‌وقت فراموشش نمی‌کنم
پارک از پشت شیشه نگاهی بهم انداخت
لبخند زد و با انگشت اشاره کرد
پارک: آماده‌ای کیم
سرمو تکون دادم
داور پرچم رو بالا برد
سه...
صدای موتور ماشین‌ها بلندتر شد
دو...
دستم فرمونو محکم گرفت
یک...
پرچم پایین اومد
هر دو ماشین با صدای مهیبی از خط شروع کنده شدن
چرخ‌ها روی آسفالت جیغ کشیدن
پارک همون اول چند متر ازم جلو افتاد
از توی آینه نگام کرد و لبخند زد
پارک: همین بودی
ریچارد آروم گفت:
ریچارد: عجله نکن... بازی تازه شروع شده
من فقط لبخند زدم و پامو بیشتر روی گاز فشار دادم
...
دو دور از مسابقه گذشته بود
فاصله‌ی من و پارک فقط چند متر بود
پارک مطمئن بود که مسابقه رو برده
ریچارد از طریق هندزفری گفت:
ریچارد: ات... آماده‌ای
لبخند زدم
ات: وقتشه
دستم رو روی یکی از دکمه‌های کنار فرمون گذاشتم
کلیک
چراغ‌های جلوی ماشین خاموش شدن
کل ماشین توی تاریکی شب محو شد
پارک از توی آینه نگاه کرد
اما دیگه هیچ نوری پشت سرش دیده نمی‌شد
اخماش رفت تو هم
پارک: چی...
از مسیر خارج شد
یکی از افرادش از طریق بی‌سیم گفت:
محافظ: رئیس... چراغ ماشین کیم خاموش شد، فکر کنم از پیست خارج شده
پارک پوزخندی زد
پارک: گفتم که آخرش کم میاره
پاشو تا آخر روی گاز فشار داد
اما چند ثانیه بعد...
ات از مسیر داخلی پیچ، که از قبل شناسایی کرده بود، با سرعت از پیچ رد شد و چند متر جلوتر از پارک قرار گرفت
کلیک
چراغ‌های ماشین دوباره روشن شدن
نور سفید ماشین تاریکی پیست رو شکافت
پارک با دیدن چراغ‌های ماشین جلوی خودش، چشم‌هاش از تعجب گرد شد
پارک: غیرممکنه...
کی ازم جلو زد
جمعیت با هیجان از جاشون بلند شدن
تماشاگر: کیم از پارک جلو زد
تماشاگر دوم: اون از اول نقشه کشیده بود
ات لبخند کوتاهی زد و بدون اینکه سرعتش رو کم کنه، مستقیم به سمت خط پایان حرکت کرد...
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆★
دیدگاه ها (۱)

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۵ات ویوصبح با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدمتمام بدن...

اینم ماسک ات☆☆★

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۳ات ویوساعت دوازده شب...صدای غرش موتور ماشین‌ها تمام پ...

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۲✦ات ویوهمین که اسم پارک رو شنیدم، قلبم تندتر زد.کلاه ...

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۱✦ات ویوتمام مسیر برگشت از کمپانی فقط به حرف‌های ریچار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط