عاشقت نیستم 🥀
عاشقت نیستم 🥀
پارت 30
توی راه برگشت رفتم پیش میدوریا تا برسونمش خونه و زمانی که داشتم موفق میشدم اون کاچان عوضی دوباره سد راه شد...
بزور خودشو جا داد تو ماشین و میون منو میدوریا قرار گرفت میخواستم هر طور شده به اون حالی کنم که میدوریا برای منه فقط برای من همینو بس پس سعی داشتم اتفاقات اون شب رو پیاده کنم و سزنخ هایی به کاچان دادم باهم جروبحثمون شد و میدوریا خندید خنده هایی که معلوم بود از ته دل نیست و فقط میخواست کاری کنه فضا عوض شه من اون خنده رو نمیخواستم میخواستم از ته دل بخنده میخواست خوشحال باشه ولی الان مهم تر این بود که این حرومی رو بشونم سرجاش شروع کردم به لمس های بدن میدوذیا تا بلاخره صحنه اماده شد
و من بلاخره به کاچان گفتم که با میدوریا سکس داشتم با اینکه هردو پیدا شدند مطمئن بودم که میونشون شکر اب شده و نمیتونن دوباره باهم دیگه دوست بشن ولی در کمال تعجب خیلی بیشتر باهمدیکه صمیمی شده بودند
پارت 30
توی راه برگشت رفتم پیش میدوریا تا برسونمش خونه و زمانی که داشتم موفق میشدم اون کاچان عوضی دوباره سد راه شد...
بزور خودشو جا داد تو ماشین و میون منو میدوریا قرار گرفت میخواستم هر طور شده به اون حالی کنم که میدوریا برای منه فقط برای من همینو بس پس سعی داشتم اتفاقات اون شب رو پیاده کنم و سزنخ هایی به کاچان دادم باهم جروبحثمون شد و میدوریا خندید خنده هایی که معلوم بود از ته دل نیست و فقط میخواست کاری کنه فضا عوض شه من اون خنده رو نمیخواستم میخواستم از ته دل بخنده میخواست خوشحال باشه ولی الان مهم تر این بود که این حرومی رو بشونم سرجاش شروع کردم به لمس های بدن میدوذیا تا بلاخره صحنه اماده شد
و من بلاخره به کاچان گفتم که با میدوریا سکس داشتم با اینکه هردو پیدا شدند مطمئن بودم که میونشون شکر اب شده و نمیتونن دوباره باهم دیگه دوست بشن ولی در کمال تعجب خیلی بیشتر باهمدیکه صمیمی شده بودند
- ۲۰۹
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط