شبی گفتم به قلیانم که از جانم چه میخواهی؟ نوشت با خط دود

شبی گفتم به قلیانم که از جانم چه میخواهی؟ نوشت با خط دود خود به دردت میخورم گاهی, تو بر من مینهی آتش که درد خود کنی تسکین, من بیچاره میسوزم تو از حالم چه میدانی..
دیدگاه ها (۱)

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

#in_your_eyespart_81ویو کایلادو روز گذشته بود...حالم خیلی به...

سناریو ساکورا تک پارتی

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۴۸_ چه بهتر .. خلاص ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط