هم پنجره خانه تو باز بود

هم پنجره خانه تو باز بود
هم پنجره خانه من
اما چه فایده
همدیگر را نتوانستیم ببینیم
روبه روی هم
تنها ماندیم
مثل دو درخت در زردی و باد
ما از درون
پنجره هایمان را
به روی هم بسته بودیم !



رسول یونان
دیدگاه ها (۷)

گنه از جانب ما نیست اگر مجنونیمگوشه چشم تو نگذاشت که عاقل با...

می‌شود سقفِ خانه‌ای کوچک، به بلندایِ آسمان باشدمی‌تواند اتاق...

دزدیده چون جان می روی اندر میان جان منسرو خرامان منی ای رونق...

و بغض چمدانی ست که پرش می کنی برای سفر و باز میگردیبی آنکه ح...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁹⁶..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨مادرش رفت.و در بسته شد.جونگکو...

پارت ۱۸کاکاشی سریع سرش را بالا اورد تا نگاه کند، اوبیتو بود!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط