Part 3

Part 3
گوشی رو وصل کرد
+الو
× سلام میونگ ....امم ..میگم چیزیت نشد؟
+ نه نگران نباش
× مطمعنی دیگه؟ خببب میونگ اون پسره چی شد!
+ هیچی اون موقع وقت نشد حرف بزنیم گفت قرار بزاریم
× اهاااا دیگه بعدا حرف میزنیم مزاحمت نشم باااای
+ اوهوم خدافظ
قطع تلفن
میونگ گوشی و کنار گذاشت و رفت سمت حموم
وان و پر کرد و لخت شد رفت داخل آب..
$$$$$$$$$$$$$$$$$
فلش بک به ۲۱ دقیقه بعد-
یه چرت حدود نیم ساعتی زده بود و اومده بود بیرون
پوهاش و خش کرد و باز گذاشت ، تیشرت و شلواری که انتخاب کرد و پوشید
رفت پایین و از طبقه بالا دید زد که ببینه باباش هست یا نه
صدایی نمیومد و آروم آروم از پله ها رفت پایین
کسی نبود خواستم دست گیره در و باز کنم که صدای لیا از پشت اومد
$$$$$$$$$$$$$$$$$
" تو یک کجا میری؟ به بابا بگمممم؟
میونگ دوباره صدای یان نجس و شنید!
+ اولا به هرکی میخوای بگو و دوما راتو مستقیم برووو تو غارت هرییییی!
لنا داشت حرص میخورد
و من سریع رفتم بیرون و خواستم تاکسی بگیرم که صدای بوق ماشینی اومد سرم و چرخوندم و همون پسره رو دیدم تو ماشین نشسته بود
رفتم سریع سوار ماشین شدم
$$$$$$$$$$$$$$$$$$
+ ععع تو اینجا بودی! منتظر که نموندی؟
_ نههههه چیزی نشد
+خب راه بیوفت
_ کجاع؟
+ همون جایی که با هم آشنا شدیم دیگه!
_ باش حتماااا
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
فلش بک به ۲۲ دقیقه بعد-
رسیدن و پیاده شدن بو سیگار و الکل و شراب میومد
رفتن روی یکی از میزا نشستن و گارسون اومد سمتشون
? چی میل دارید قربان.
من نگاهم به کوک بود که روش و برگردوند سمتم
_ ماد مازل چند درصد باشه؟
+ ۲ تا ۵۰ درصد
? عمر دیگه ای ندارید؟
_ نه خیلی ممنون
گارسون رفت
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
هیچ کدوم مست نبودن ..
هعی می‌خندید و در مورد علایق همدیگه تعریف میکردن
+ خبب.....مم دیگه میرم بعدا میبینمت
_ اوو ... حتما خداحافظ
فلش بک به یک ساعت بعد-
میونگ رسید خونه ساعت نزدیک ۱۱ بود و انگار هنوز هیچکی خونه نبود!
رفت لباسش و عوض کرد و
مستقیم رفت تو دست شویی و صورتش و شست و میکاپ و پاک کرد
کلللل امروز رو مرور میکرد که اگه مست میشد چی میشه؟
این پسر واقعا انقد مهربونه ؟
به قیافه اش خیلی میخورد که سرد باشه شاید داره باهام بازی میکنه؟
با همین افکار رفت ر ی تخت و خوابش برد
فلش بک به فردا صب -








وداستان اصلی ما از اینجا شروع میشهههه
شرط هارو داخل یه روز برسونید تا روزی ۲ پارت بزارم براتوننن
Laik ۵
Cament 3
🔃 5
دیدگاه ها (۰)

Part 4 فلش بک به صبح روز بعد- از خواب بیدار شدم مستقیم رفت...

Part 5 ویو میونگ چشمام و باز کردم که سرم تیر کشید... همه جا...

Part 2 + خب میخوای بری کدوم بار؟ × نمیدونم یه چی پیدا می‌ک...

Part 1(زود برمیگرده )اون شب بارون خیابون و خیس کرده بود........

Part 7دخترک توی بغل کوک هق هق هاش شروع شد ..در حالی که سعی م...

Part 6فلش بک به صبح روز بعد-ویو میونگ چشمام و باز کردم ...بد...

Part 10میونگ و برد داخل اتاق و پرتش کرد روی تخت _بیبی دیگه و...

پارت ۲۶ چهره ی پر از نفرتش بالا اومد و گفت : هه میونگ سو ؟ (...

Part 9 ویو میونگ-احساس میکنم کاسه ای زیر نیم کاسه هست فقط مت...

Part 8 فلش بک به صبح روز بعد-+ هاااااام (خمیازه) میونگ چشماش...

Part 11فلش بک به ظهر ساعت ۱۱-ویو کوک این دفعه من زود تر بیدا...

طلسم چشای بانمکت/*پارت نمیدونم چند*/فصل۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط