دختر : چن روز پیش دیدمت که سر پیچ به دخترا چشمک می زدی !

دختر : چن روز پیش دیدمت که سر پیچ به دخترا چشمک می زدی !
پسر : چشمک نمیزدم ،
سر اون پیچ خیلی باد میومد یه چیزی رفت تو چششم !
دختر : آره ! بعدشم رفت تو ماشینت
دیدگاه ها (۳)

از اون روز به بعد خیلی معلم درگیر بودحالا...حالا شاید اشتباه...

بیشتر گل و گیاه بلدم تا چیزای دیگه

سناریو دراکو مالفوی

فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @karlyk...

رومان روز برفی (پارت3)از از زبان ات اصلا دیشب نفھمیدم کہ چہ ...

{ مافیایی برای من }پارت:۱۰رفت تو اتاق:+سلام یونگی /سلام هیون...

رمان بدون منپارت ۲رزی رمز گوشیه دوست پسرش و چند روز بود که ف...

اوسی شیطان کش/تسوکی هوشیکا/آرت دیجیتال/سلوممیدونم یه مدت نبو...

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط