کاش هنگام تماشای تو باران باشد

کاش هنگام تماشای تو باران باشد
گریه‌ی حسرتم از چشم تو پنهان باشد
قسمتم بوسه به دست تو نباشد ای کاش
آنچه باید به لب من برسد جان باشد
هر سری حس نکند شانه ی معشوقش را
بهتر این است مسیرش به بیابان باشد
با نگاهت دلم آوار شد و فهمیدم
عشق مهمان دلی است که ویران باشد
عشق یعنی که کبوتر قفسش باز شود
رفتنش مشکل و جان کندنش آسان باشد
کاش وقتی چمدان دست گرفتی بروی
آخرین خواسته‌ات قبل سفر، جان باشد
دیدگاه ها (۱۰)

"رفتم نبینم او را دیدم توان ندارم"آب از سرم گذشته کاری به آن...

بخوان تو خطبه ی مرا ،به عقد مهربانی اتکنار سفره ات نشان به ص...

شبی بهانه ی من شو برای بیداری نگو! دوباره برایم بهانه ای دار...

بوی چایُ بوی هل، بوی گلاببوی شمعدانی سرخ توی خوابتا که تقدیم...

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

#عید_قربان_مبارکما چه داریم برایت ای عشق! که بریزیم به پایت ...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط