( پست مجدد)
( پست مجدد)
پارت دوم (اخر)
فردای آن روز، هانا نیامد.
پیامهای جیهوپ بیپاسخ ماند.
صحنهها بدون کارگردانی او پیش رفت، اما همهچیز بیروح شده بود.
او حس میکرد گم شده؛ نه فقط در صحنه، بلکه در احساساتش.
شب ، در اتاقش، به صدای اهنگ جدیدش گوش داد. یکی از ترکها نیمهکاره بود؛ همان قطعهای که با الهام از هانا نوشته بود. نمیتوانست آن را تمام کند. چون بخشی از دلش، جایی در گذشته مانده بود.
***
دو هفته گذشت.
موزیک ویدیو آماده شده بود. اما جیهوپ هنوز آن را کامل نمیدانست. دلش میخواست قبل از انتشار، کسی آن را ببیند. کسی که نظرش همیشه مهمتر از همه بود.
در غروب بارانی یکی از روزهای سئول، جلوی خانهی هانا ایستاد. با شاخهای گل زرد – رنگ مورد علاقهاش.
وقتی در را باز کرد، چشمانش سرخ بود، اما هنوز زیبا.
– «موزیک ویدیو بدون تو هیچوقت اون چیزی نشد که باید میشد. و... من هم. من بدون تو کامل نیستم.»
هانا چیزی نگفت. فقط کمی عقب رفت و در را باز گذاشت.
جیهوپ وارد شد.
***
چند روز بعد، موزیک ویدیو منتشر شد. در سکانس آخر، نمایی تار و گرم از جیهوپ بود که لبخند میزد. آهنگ در پسزمینه میگفت:
«وقتی نور خاموش میشه، فقط یه ستاره میمونه... و اون تویی.»
و هانا، پشت صحنه، همانطور که به مانیتور خیره شده بود، لبخند زد.
پایان
« یکی گزارش کرده بود دوباره گذاشتمش لطفا حمایت کنید »
پارت دوم (اخر)
فردای آن روز، هانا نیامد.
پیامهای جیهوپ بیپاسخ ماند.
صحنهها بدون کارگردانی او پیش رفت، اما همهچیز بیروح شده بود.
او حس میکرد گم شده؛ نه فقط در صحنه، بلکه در احساساتش.
شب ، در اتاقش، به صدای اهنگ جدیدش گوش داد. یکی از ترکها نیمهکاره بود؛ همان قطعهای که با الهام از هانا نوشته بود. نمیتوانست آن را تمام کند. چون بخشی از دلش، جایی در گذشته مانده بود.
***
دو هفته گذشت.
موزیک ویدیو آماده شده بود. اما جیهوپ هنوز آن را کامل نمیدانست. دلش میخواست قبل از انتشار، کسی آن را ببیند. کسی که نظرش همیشه مهمتر از همه بود.
در غروب بارانی یکی از روزهای سئول، جلوی خانهی هانا ایستاد. با شاخهای گل زرد – رنگ مورد علاقهاش.
وقتی در را باز کرد، چشمانش سرخ بود، اما هنوز زیبا.
– «موزیک ویدیو بدون تو هیچوقت اون چیزی نشد که باید میشد. و... من هم. من بدون تو کامل نیستم.»
هانا چیزی نگفت. فقط کمی عقب رفت و در را باز گذاشت.
جیهوپ وارد شد.
***
چند روز بعد، موزیک ویدیو منتشر شد. در سکانس آخر، نمایی تار و گرم از جیهوپ بود که لبخند میزد. آهنگ در پسزمینه میگفت:
«وقتی نور خاموش میشه، فقط یه ستاره میمونه... و اون تویی.»
و هانا، پشت صحنه، همانطور که به مانیتور خیره شده بود، لبخند زد.
پایان
« یکی گزارش کرده بود دوباره گذاشتمش لطفا حمایت کنید »
- ۱۰.۲k
- ۱۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط