یک پارتی اسمات
یک پارتی اسمات
( دوست ندارید نخونید )
ویو ات
سلام من ات هستم عضو هشتم بی تی اس ۲۵ سالمه و خب ایرانیم
خب امروز از خواب بیدار شدم رفتم پایین نامجون و شوگا بیدار بودن
ات : سلام
شوگا و نامجون : سلام
ات : بقیه خوابن
نامی : آره
رفتم بالا یه هودی ابی با یه شلوارک پوشیدم و رفتم پایین همه دیگه بیدار شده بودن
ویو جیمین
نمی دونم چند وقتیه عاشق ات شده بودم می خواستم اعتراف کنم ولی هیچ وقت با ات تنها نمی شم که راحت بگم ، رفتم پایین همه داشتن صبحونه می خودن
جیمین : سلام
اعضا : سلام
دیدم یه صندلی کنار ات خالیه رفتم نشستم کنارش یگه صبحونه رو خوردیم
ات : بچه ها فکر کنم مریض شدم
کوک : خب تمرین داریم
جیهوپ : می تونی فردا بیای
فرصت خوبی بود
جیمین : منم گلوم درد می کنه
نامی : خب ما میرویم تمرین و شما ها هم برین دکتر
ات : باشه
ویو ات
بچه ها رفتن تمرین منو جیمین فقط بودیم
جیمین : ات
ات : بله
جیمین : من دوست دارم
جیمین آمد منو به دیوار چسبوند
ات : چیکار می کنی
جیمین : بگو دوست داری
ات : آره
جیمین : پس باید سابت کنی
و کیس
برای نماز تشریف بیارید کامنتا
( دوست ندارید نخونید )
ویو ات
سلام من ات هستم عضو هشتم بی تی اس ۲۵ سالمه و خب ایرانیم
خب امروز از خواب بیدار شدم رفتم پایین نامجون و شوگا بیدار بودن
ات : سلام
شوگا و نامجون : سلام
ات : بقیه خوابن
نامی : آره
رفتم بالا یه هودی ابی با یه شلوارک پوشیدم و رفتم پایین همه دیگه بیدار شده بودن
ویو جیمین
نمی دونم چند وقتیه عاشق ات شده بودم می خواستم اعتراف کنم ولی هیچ وقت با ات تنها نمی شم که راحت بگم ، رفتم پایین همه داشتن صبحونه می خودن
جیمین : سلام
اعضا : سلام
دیدم یه صندلی کنار ات خالیه رفتم نشستم کنارش یگه صبحونه رو خوردیم
ات : بچه ها فکر کنم مریض شدم
کوک : خب تمرین داریم
جیهوپ : می تونی فردا بیای
فرصت خوبی بود
جیمین : منم گلوم درد می کنه
نامی : خب ما میرویم تمرین و شما ها هم برین دکتر
ات : باشه
ویو ات
بچه ها رفتن تمرین منو جیمین فقط بودیم
جیمین : ات
ات : بله
جیمین : من دوست دارم
جیمین آمد منو به دیوار چسبوند
ات : چیکار می کنی
جیمین : بگو دوست داری
ات : آره
جیمین : پس باید سابت کنی
و کیس
برای نماز تشریف بیارید کامنتا
- ۵۱۴
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط