چقدر سخته شب باشه و تنها باشی و تا صبح اشک بریزی اما دلت

چقدر سخته شب باشه و تنها باشی و تا صبح اشک بریزی اما دلت خالی نشه

چقدر سخته کلمه های از دهن عشقت بشنوی که هر لحظه نا امید و ناامید ترت کنه

چقدر سخته هیچکس نباشه که حتی یک کلمه بهش بگی"درد دارم"

چقدر سخته از شد ت هق هق خفه شی

چقدر سخته که تمام گذشه ی زهر ما ریت برات تداعی شه

چقدر سخته که دلت پراز ترس و دلهره باشه اما نتونی لب از لب واکنی

چقدر سخته که تو تنهای دق کنی وکسی به داد ت نرسه

خیلی خیلی سخته من این همه سخن ها رو دو وم آوردم فقط به یه امید!

به امید اون خدایی که اون بالا نشسته و ناظر کا رای ماست

امیدم به خداس که اگه اون بخواد همه چی د رست میشه

آره امیدم به خداییه که همیشه هوا مو داشته

با این که سختی داده بهم اما نذاشته نابود بشم

حالاهم امیدم فقط و فقط به خداس که دستمو بگیره

که دلمو آروم کنه که پناهم باشه

به امید تو خدا جون
دیدگاه ها (۹)

dark life = 33

وقتی بهت توجه نمی کرد

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[۲۶][ویو ا/ت ]از شدت درد و خفگی بیدار شدم...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش سوم_توی راه‌پله دستی روی ش...

فاصله یک لبخند تا جنون

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 :: Part⁵: ...

pov: مامانت همیشه اذیتت میکنه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط