پل الوار ..

پل الوار ..
ایستاده بر پلک هایم
و گیسوان ش تنیده در موهایم
رنگ چشمان مرا دارد
شکل دستان مرا
غرقِ سایه ام می شود
مثل درّی که غرقِ آسمان

هیچ گاه چشمان اش را نمی بندد
و مجال خواب م نمی دهد
و رویاهایش در روز رخشان
خورشید را محو می کند
و مرا که می خندم و می گریم و می خندم
می گوید آن زمان که چیزی برای گفتن ندارم.
دیدگاه ها (۲)

AR-Lp 36

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

In the shadows of the hall I watch you, far from that crownR...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۰

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۹: سکوتِ رضایتاتاق ولیعهد در آرامشی غریب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط