من آن روز

من آن روز
از نگاه خسته'تو آغاز شدم
در زمستانی
که دلش یخ زده بود
از هر طلوع گرما بخشی
بی نیاز شدم

من آن روز
بریک موج آبی ساحر
چون برگی تنها
گرفتار شدم
وازذره ذره های هستی زیبایت
پر بار شدم
من آن روز
بر صداقت سپید دستهایت
بوسه زدم
وکبوتر وار
درآسمان سینه ات
به پرواز در آمدم
من آن روز
درپای باز شدن گلبرگهای پلکهایت
زانو زدم
و برای سکوت صبورانه'لبهایت
آواز خواندم
من آن روز درتو عاشقانه ماندم......

من چه می دانستم
پایان این راه سبز ،خشکیدن است!!
دیدگاه ها (۳)

دیگر از طی شدن فاصله ها دلسردمکاش میشد که کمی سمت خودم برگرد...

ناراحت نباش بانو دوره آخر الزمان است ...به خودت افتخار کن ،...

میشود دستم بگیری نازنینم ،،خسته ام؟میشود اینجا کنار من بشینی...

دشت ها نام تو را می گویندکوه ها شعر مرا می خوانندکوه باید شد...

شب شهادت امام حسن عسگری روخدمت آقا صاحب الزمان عج و همه ی ش...

قابل تأمل برای همه مردم و مسئولین؛ توبه‌نامه تکان‌دهنده شهید...

تاتامی

«خدا؛ رفیقِ بی‌حَد» | منشورِ قدرتِ بهرام محمدیبند ۱۳: رنج‌ ب...

«خدا؛ رفیقِ بی‌حَد» | منشورِ قدرتِ بهرام محمدیبند ۱۳: رنج‌ ب...

واو جالب شد!!

تظاهرات ضد نتانیاهو در چندین شهر سرزمین‌های اشغالی 🔺ده هزار ...

🔴حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، نمایندهٔ پیشین مجلس به یک سال حبس تعل...

ولی من مادر دختری این دوتا رو دوسداشتم :)

اولاش واقعا پارتنر خوبیه..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط