همصحبت تنهایی من باز کجایی؟!

همصحبت تنهایی من باز کجایی؟!
امروز خرابم، نکند دیر بیایی!؟

من عاشق چشمان یکی دلبر ظالم
جز عشق نکردم بخدا هیچ خطایی

سهراب شدم،خنجر شیرین به دلم رفت
زهرم برسان چونکه مرا نیست دوایی

جز مردن و آزاد شدن از غم و ماتم
امشب به لب سوخته ام نیست دعایی

ای یاور تنهایی من بر سر راهت
با دلبر بی عاطفه گو هست خدایی
دیدگاه ها (۴)

حق ندارم به کسی از تو شکایت بکنمداستانی که دروغ است روایت بک...

کوچه های قلب من خالی تر از شبهای توستواژه های شعر من غمگین ت...

روزهای هفته را با عشق تو سر میکنمتا به جمعه میرسم احساس دیگر...

دوست دارم غزلت باشم و باشی بغلمشعر اذان بوسه به لبهای تو خیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط