مسیح بودی و

مسیح بودی و
احیایم کردی
اما
دوباره
به آغوش مرگی سترگ
سپردیم!
خواستی دوباره ببینی مرا
شاخه گلی برای گورم هم بیاور
اما
دوباره احیایم نکن.
این
دختر خسته است
می خواهد عمری بخوابد.........
دیدگاه ها (۲)

میبخشی پارت ۳

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

هتل ۴۰۴ p.1

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐖𝐞 𝐒𝐰𝐚𝐩𝐩𝐞𝐝 | روزی که جای هم بودیم𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑 | 𝐅𝐢𝐧𝐚𝐥شب، ...

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

تالار در سکوت فرو رفته بود.سوکونا روی تخت سنگی نشسته بود و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط