آدمیزاد است دیگر، دوست دارد دق کند

آدمیزاد است دیگر، دوست دارد دق کند
گاه‌گاهی گوشه‌ای بنشیند و هق‌هق کند
.
با خودش خلوت کند از دست بی کس بودنش
هی شکایت از خودش، از خلق و از خالق کند
.
من شدم این روزها خورشید سرگردان که حیف
در پی‌ات باید مکرر مغرب و مشرق کند
.
آن قدر با چشم‌هایت دلبری کردی که شیخ
جرأت این را ندارد صحبت از منطق کند
.
حد بی‌انصاف بودن را رعایت کن ، برو
ماندن تو می‌تواند شهر را عاشق کند
.
کاش می‌شد کنج دنجی را شبی پیدا کنم
آدمیزاد است دیگر ، دوست دارد دق کند

#دلنوشته
دیدگاه ها (۲)

...آنقدر "دوستت دارم"ها"دلتنگی"ها"خاطرات"به زبان های گوناگون...

تو دوست داشتنت رابه من بسپار تا با تار و پود جانم بهترین تن ...

سعی کن بفهمی هر آدمی میتونه بارها احساس دوست داشتن بزنه به س...

بعضی حرفها برای نزدن است بعضی حرفها را نباید گفت بعضی حرفها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط