ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه ,
ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه ,
تا دهنشو باز میکرد آب میرفت تو دهنش , و نمیتونست بگه . . . .
دست کردم تو آکواریوم درش آوردم . . . .
شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن . . . .
دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو . . . .
اینقدر بالا پایین پرید ، خسته شد خوابید . . . .
دیدم بهترین موقعه تا خوابه دوباره بندازمش تو آب . . . .
ولی الان چند ساعته بیدار نشده . . . .
یعنی فکر کنم بیدار شده ، دیده انداختمش اون تو ، قهر کرده خودشو زده به خواب . . . . !
"این داستان رفتار ما با بعضی آدمای اطرافمونه . . . .
دوسشون داریم و دوستمون دارند ،
ولی اونارو نمیفهمیم . . . .؛
فقط تو دنیای خودمون داریم بهترین رفتار رو با اونا میکنیم . . . ."
تا دهنشو باز میکرد آب میرفت تو دهنش , و نمیتونست بگه . . . .
دست کردم تو آکواریوم درش آوردم . . . .
شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن . . . .
دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو . . . .
اینقدر بالا پایین پرید ، خسته شد خوابید . . . .
دیدم بهترین موقعه تا خوابه دوباره بندازمش تو آب . . . .
ولی الان چند ساعته بیدار نشده . . . .
یعنی فکر کنم بیدار شده ، دیده انداختمش اون تو ، قهر کرده خودشو زده به خواب . . . . !
"این داستان رفتار ما با بعضی آدمای اطرافمونه . . . .
دوسشون داریم و دوستمون دارند ،
ولی اونارو نمیفهمیم . . . .؛
فقط تو دنیای خودمون داریم بهترین رفتار رو با اونا میکنیم . . . ."
- ۳.۵k
- ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط