اندام عریانت


اندام عریانـت ...
مرا به وجد مے آورد...
آن زمان ڪه گستاخانه مینگرم به
چشـمانے گـیرا ...
ڪه نفســهایم را تب سـوز میڪند ..
سینـه اے فــراخ
ڪه مـ،را به آرامشـے ابدے دعوت میڪند ..
بازوانــے قــوے ڪه
تنـم را بسمت خود میڪشاند
ولبهایے ڪه مرا به اوج میرساند ...




دیدگاه ها (۰)

شادی بهار.....

روزهای آخر اسفنددستانم را بگیرو به بهار پیوند بزن؛زمستان به ...

نیاز دارم بغلت کنم،نیاز دارم باهات ساعت ها حرف بزنم،نیاز دار...

‌با من رجوع ڪنبه ابتداے جسمبه مرڪز معطر یک نطفهبه لحظه‌اے ڪه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط