نیاز دارم مدتی نباشم

نیاز دارم مدتی نباشم ؛
سفر کنم به جایی که هیچ کسی را نشناسم ،
به جایی که هیچ کسی مرا نشناسد ...
دور باشم و رها
سبُک باشم و آزاد ...
آدم هایی را ببینم ، که هیچ تصور بدی از آنها ندارم ،
مسیرهایی را بروم ، که تا به حال نرفته ام ،
عطرهایی را بزنم ، که تا به حال نزده ام ،
و لباس هایی را بپوشم ، که تا به حال نپوشیده ام ...
در مکان هایی بنشینم ، که هیچ خاطره ای را برایم زنده نمی کنند ،
موسیقی هایی گوش کنم ، که مرا یادِ کسی نمی اندازند ،
و نوشیدنی هایی بنوشم ، که مرا بیخیال تر از همیشه کنند ...
نه به کسی فکر کنم ،
نه نگرانِ چیزی باشم ،
نه از پیشامدِ پیش نیامده ای بترسم !
من نیاز دارم مدتی در خنثی ترین حالتِ ممکن باشم....
.
.
دیدگاه ها (۱)

اگر به وقت پیری، من ماندم و غم رفتنت،کوچه‌‌باغ‌ها را با همان...

کاش خیاط ها روزگار را می نوشتند... اگرخیاط ها روزگار را می ن...

♥ ️خانه دلتنگ غروبی خفه بودمثل امروز که تنگ است دلمپدرم گفت ...

فرقِ من و تو فقط چند ساله !من همین الآن می خواهمَتامّا تو بخ...

نمی خواهم رمانتیک باشم یا با حرف ارام کردن را در حرف هایم بر...

پارت ۷+سریع باش، باید بریم *سعی می کنم نگرانی ای که مثل خوره...

خب.... درود رفقااممممممخب بنده تصمیم گرفتم یه اتفاقی که برام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط