Forest Vampire

Forest Vampire
Part 41






ا/ت. نه..... نه..... صبر کنین.. من رو مجازات کنین ولی آخه چرا با هم نوع خودتون میخایین چینین کاری بکنین..... مگه این مرد فرمانروای شما نیست؟ مگه پسرم شما نیست خانم؟ چطور میتونید همچین کاری کنین؟ شما از انسان‌ها تنفر دارید باشه قبول.... من یه انسانم و مجازات شما رو با کمال میل قبول میکنم..
ته یان. ساکت باش...... این رسم و قانون اینجاست که هر کسی انسانی به اینجا بیاره به 60 ضربه شلاق و بعد مرگ با اتش محکومه بدون توجه به موقعیت و مقام ون فرد..... البته این برای توام صدق میکنه بعد از مجازات جونگ کوک نوبت توعه که مجازات بشی
ا/ت. چطور میتونید انقد بی رحم باشین
ته یان. همون طور که شما انسان ها بی رحمانه زندگی امثل ما رو نا بود کردین........ شماها منتظر چی هستید؟ ببرینشون...
سرباز ها... ( به جوها نگاه کردن..
جوها. ( سر شو تکون داد که ببرنشون.... جوها دلش نمیخاست اینکار رو بکنه هر چی باشه جونگ کوک پسرش بود... اما این براش دلیل نمیشد که عدالت و قوانین رو در حقش اجرا نکنه.......

( ادمین. سرباز ها جونگ کوک رو بردن به سیاه چال و ا/ت رو به یه سیاه چال دیگه.... برنامه ون ها برای هر کدوم فرق میکرد و حتی برای اعدام کردن هم مراسم خاصی داشتن.... ونا میبایست مراسم اعدام رو در حضور درخت بزرگ انجام بدن و چون برای ون مکان احترام و ارزش زیادی قائلن برای مجازات کردن مجرمان لباسی تمیز و مرتب تن مجرم ها میکردن...
اسلاید سوم لباس جونگ کوک...... اسلاید چهارم لباس ا/ت.......
سربازها جونگ کوک رو به سیاه چال بردن و دست ها و پا هاش رو بستن و 60 ضربه شلاق بهش زدن جونگ کوک چشماش رو روی هم فشار میداد و بدنش از شدت ضربات و درد میسوخت طوری که دیگه نای براش نمونده بود و بعد از تمام شدن شلاقش سرباز ها جونگ کوک رو به یه سلول بردن و منتظر فرمان جوها برای اعدامش در حضورت درخت بزرگ شدن.......
ا/ت هم مثل جونگ کوک بود سرباز ها بهش 30 ضربه شلاق زدن و بعد لباس مخصوص رو تن ا/ت کردن و همین که خواستن بندازنشدتوی سلول مخصوص یه فرمان فوری برای تمامی نگهبانان و سربازان سیاه چال رسید و اونا ا/ت رو بی حال همونجا ول کردن.....
چند مین بعد ا/ت با وجود اینکه همه بدنش میسوخت و درد داشت به کمک دیوار بلند شد ون باید جونگ کوک رو پیدا می‌کرد تا نجاتش بده نباید میگذاشت بمیره... برای همین به راه افتاد و بعد از گذشتن از چندین بخش و سلول فردی رو زخمی و بدون پیرهن توی یه سلول کوچک دید جلو تر که رفت فهمید ون فرد جونگ کوکه ا/ت کنار سلول جونگ کوک نشست و اروم صداش کرد

ا/ت. جونگ کوک...
جونگ کوک................
ا/ت. لطفا بیدار شو... لطفا جونگ کوک صدامو میشنوی؟...
جونگ کوک. ا/....... ا/ت.. تو.... اينجا.. چیکار میکنی.. ؟( از کنر جونگ کوک خون میرفت و رنگش از قبل سفید تر شده بود و بی حال به ا/ت نگاه کرد ا/ت هم متوجه خونی که از جونگ کوک رفته شد و بدون هیچ حرفی کف دستش رو با یه تیغ برید و دستش رو نزدیک جونگ کوک برد
ا/ت. بخور...... بايد سر پا بشی... من کمکت میکنم..... باهام از اینجا میریم بیرون.... بهت قول میدم
جونگ کوک. برای سرپا شدن به خون ا/ت نیاز داشت برای همین بدون هیچ حرفی سرش رو نزدیک برد و از کف دست ا/ت که پر از خون شده بود خورد..... اما همین که فقط مقدار کمی ازش خورد صدای پای سرباز ها که به سمت سلول جونگ کوک می اومدن رو شنیدن و........






ادامه دارد........
دیدگاه ها (۳)

Forest VampirePart 42جونگ کوک. ا/ت برو پشت ون دیوار قایم شو ...

تولدت مبارک بهترین لیدر دنیا 🥳🥳🥳🥳🥳🥳❤️🥰🥰❤️❤️❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤...

🥺🥺❤️‍🔥

Forest VampirePart 40 ته یان. هومم. ؟حاضری این کار رو بکنی؟ج...

وقتی باهاش..... درخواستی

پارت ۳ 🖤❤️خوناشام جذاب من ❤️🖤ویو جونگ کوکا/ت رفت داخل یه کوچ...

🖤اول از همه ادمین رو بخون و بهت توصیه میکنم همش رو بخونی چون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط