ارباب من

ارباب من

پارت ۲

خانم بزرگ:نه خونه ی تو اینجاست حالا برو سر کارت

لیا:با ناراحتی رفتم بیرون رفتم پیش خدمتکارخانم بزرگ
صداش کردم ولی جواب نداد گفت بیا دنبالم رفتم دونبالش منو برد توی یک اتاق که خیلی بزرگ خشگل بود داشتم نگا می کردم که چپ چپ نگام کرد خودمو جمع کردم

لیا:من چیکار کنم اینجا


خدمتکار خانم بزرگ:خب تو خدمتکار شخصی ارباب هستی کار هاشو انجام میدی هر چیزی هم خاست انجام میدی فهمیدی

لیا:من نمی خام خدمتکار ارباب باشم اون هواس...
پرید وسط حرفم پیش ارباب یا هیچکس از این حرفا نمیرنی دختر فهمیدی

لیا:نمیزنم چرا خانم بزرگ نمیزاره بعد کارم برم خونه

خدمتکار:چون تورو خریدن و قرار با ارباب فردا ازدواج کنی فقط امروز خدمتکاریشی این اتاق ارباب اتاق جفش مال تو هست

لیا:از تعجب چشمام گرد شد اخه من و ارباب مگه میشه اون هواسباز هستش دوتا زن داره
توی فکر بودم که صدای مردونه ای از پشت سرم امد به خودم امد اون خدمتکاره پیشم نبود
دیدگاه ها (۱)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²³ویو: اتماشین بالاخره جلوی عمارت ...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

رمان تو خود منی

part 1

پارت ۱۱

لیسا : لیا بیام ببینم یه لباس مزخرف و اسپرت پوشیدی او تالار ...

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۲ ا/ت باز صبح شد دیدم خدمتکا...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

(کشتار مافیا) «پارت 4ویو سوجین: داخل آشپزخونه شدم خیلی بزرگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط