ای شوق دینت سبب جست و جوی ما

ای شوق دینت سبب جست و جوی ما

هر دو فزوده در طلبت آرزوی ما

آلوده گشته ایم به زرق و ریا، کجاست

ساقی که از شراب کند شست و شوی ما

کز باده تا به شیشه ی گردون زنیم سنگ

تا کی زمانه سنگ زند بر سبوی ما

گر جذبه ای نباشد از آن کعبه ی مراد

پیداست تا کجا رسد این جست و جوی ما

در عشق اگر فسانه شدیم ای شرف چه غم

باشد به گوش یار رسد گفت و گوی ما



شرف جهان قزوینی
دیدگاه ها (۱)

‍ #شعر#عمان_سامانیباز وقت آمد کـه مسـتی سر کنم وز هیاهو گـوش...

توران صمدانی

ساقی امشب باده از بالا بریزباده از خم خانه مولا بریزباده ای ...

زاهدا چندی بیا با ما به‌خلوت یار باشصحبت احرار بشنو محرم اسر...

#اشعار_کمال_الدین_وحشی_بافقی________________________________...

می‌کشد شوقم عنان باد این کشش در ازدیادتا شود تنگ عزیمت تنگ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط