طبیبان بر سر بالین من آهسته می گفتند :ک امشب تا سحر این ع

طبیبان بر سر بالین من آهسته می گفتند :ک امشب تا سحر این عاشق دلخسته می میرد، ز هر جا بگذرد تابوت من غوغا بپا خیزد، چه سنگین میرود این مرده از بس آرزو دارد.
دیدگاه ها (۱)

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫂چراغ لاله روشن در حباب شب...

You hear that?- Mehrdad Pirshahbaz - Scream It Out (Ft Mohsen Mirnia and Aura)

معاملهp1باران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌ها روی شیشه‌های ب...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۷۹: دعوا و دخالت پدرجونگ‌کوک و تهیونگ داشت...

طبیبان بر سر بالین من آهسته می گفتند :ک امشب تا سحر این عاشق...

طبیبان بر سر بالین من اهسته میگفتند...که امشب تا سحر این عاش...

طبیبان بر سر بالین من آهسته می گفتند********که امشب تا سحر ا...

طبیبان برسربالین من آهسته میگفتند که امشب تا سحر ا...

طبیـــــــبان بر سر بــــــالین من آهــــــسته می گفتند که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط