در ادامه

در ادامه....
🥞🥞🥞🥞🥞🥞🥞🥞🥞🥞🥞🥞
آرام داشت به سرعت سونیک به سمت عسل میومد چون باجی مثل گاو دنبالش کرد
ارام:عسلللللللللللللل
عسل: ارامممممم ؟!؟!؟
ارام: کمگگگگگگگ یکی افتاده دنبالمممممم
ارام پشت عسل قایم شد
باجی نفس نفس میزنه میگه:اوی! ..چیفویو ...تو ی دختر رو ندیدی؟!
چیفویو: چرا پشت عسل قایم شده
ارام اندر ذهن:چیفویو خدا بگم چی کارت نکنه
باجی:بیا بیرون ببینم پوفیوز
عسل:وایسا ببینم مگه آرام چی کار کرده؟!
باجی که روش نمیشه بگه
عسل:بنال دیگههههه....ارام تو بگو
آرام:خب ...من دیدم زخمیه خواستم کمکش کنم که یهو بهم سیلی زد (آرام عصبی نیست)
باجی که شرمنده شده
عسل:بسم الله الرحمن الرحیم لپ قرمز شده
ارام: بابا مهم نیست پیش میاد تو ایران این بلا سرم اومده
عسل: تو....تو....ایرانییییی؟!؟!؟!؟
ارام:بلی داداش
عسل:سیلااااام هم وطنننن
ارام:عررررررر هم وطنممم
باجی میاد نزدیک ارام و دستش رو به آرام اشاره میکنه و خم میشه
باجی:گ...گومن
ارام: این چه حرفیه ...سرتون رو بالا بگیرید
باجی شوکه شد
عسل:آرام.... خیلی ها رو زود میبخشه من اینجوری فهمیدم
باجی :ا...اها باشه
عسل از روی کرم ریزی : من ....باجی و ارام و باهم شیپ میکنم
آرام و باجی: چیییییییییی؟!؟!؟!؟!؟؟
عسل و چیفویو در حال فرار آرام و باجی هم دنبالشون میرن که بعد از ۱ ساعت کامل روی ی سکو میشینن(سکوی تومان) باجی و چیفویو فهمیده بودن
چیفویو:اممم.....عسل جان و ارام جان میشه برید؟
ارام و عسل:چطور ؟!
چیفویو:چون ....چو(یکی مرید وسط حرفش)
؟؟؟ : چیفویو و باجی چرا دوتا بچه آوردین اینجا؟!
چیفویو:اممم.....مایکی ....
مایکی :جواب میخوام
ارام و عسل دیدن وضعیت خرابه
عسل بلند شد و گفت:ببخشید من و دوستم هواسمون نبود ....
مایکی:قانع نشدم ....اون کوتوله کیه؟!(اشاره به آرام )
اران بلند میشه و قیافش به کل جدی میشه چون انگار یکی بهش توهین کرده
مایکی: اممم ....شما؟
ارام:...ارام (لحنش سرد)
عسل و چیفویو و باجی: یا خدا ...این همون آرامی نبود که دلش به حال ما می سوخت؟!
و حالا مکالمه آرام و مایکی:
مایکی:اسم؟
ارام :برای بار دوم آرام
مایکی:سنت؟
ارام:۱۳
مایکی: ژاپنی نیستی ؟
ارام: نه ....فضولی؟!
مایکی:نه
ارام: پس چرا میپرسی؟!
مایکی:چشمت و موهات و اندامت ژاپنی نیست....کجایی؟!
ارام:ایران
مایکی:😳😳😳😳😳😳😳😳
آرام:چت شد؟!
مایکی سرفه الکی میکنه : ایرانی حرف بزن
ارام: ببخشید؟!
مایکی: ثابت کن ایرانی
ارام:اوکی....ی سیب افتاد و مردم نیروی جاذبه رو کشف کردن هزاران جسد افتاد ولی کسی معنی انسانیت رو نفهمید
مایکی:😶😶😶😶😶😶😶
بقیه: این دیگه چی بود؟!؟!؟!؟
که یهو صدای موتور ها اومد و بله اعضای تومان بودن با دیدن ارام و عسل شاخ درآوردن و گفتن: دوتا دختر اینجا چه غلطی میکنن؟!؟
باجی:به شما ربطی نداره ...
میتسویا: ببخشیدا...ولی من موندم چرا این دختره کخ روبه روی مایکیه اصن ژاپنی نیست؟!
ارام: چون ژاپنی نیستم
میتسویا:😶😶😶😶😶😶😶
میتسویا:کدوم کشوری؟!
ارام: ایران
همه اعضا:ایرانننننننن؟!؟!؟
ارام:فقط من و درنظر نگیرید عسل هم ایرانیه
همه مات مبهوت مونده بودن و مایکی قبول کرد که بمونن ولی دردسر درست نکنن
#جلسه تومان تمام شد#
همه با موتور هاشون رفتن و عسل هم با چیفویو رفت و ارام هم نرفت و همونجا طراحی داشت میکرد...
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
کاوایی های گلم بای بای👋🏻😉😊
دیدگاه ها (۵)

در ادامه...💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛یهو یکی دستش رو گذاشت روی شانه آرا...

در ادامه ...🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈شب شد و قرار بود امشب چیفویو قرار ب...

در ادامه...🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼باجی یهو مثل ماست اومد وسط و جلوی عس...

خب چالش داریم برای اوتاکو هامن اسم (مایکی دراکن و باجی چیفوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط