حکایت مترسک

حکایت مترسک

ایستاده در باد

شاخه ی لاغر بیدی کوتاه

بر تنش جامه یی انباشته از پنبه و کاه

بر سر مزرعه افتاده بلند

سایه اش سرد و سیاه

نه نگاهش را چشم

نه کلاهش را پشم

سایه ی امن کلاهش اما

لانه ی پیر کلاغی است که با قال و مقال

قار و قار از ته دل می خوند:

- آن که می ترسد

می ترساند
دیدگاه ها (۱)

ایستاده در بادشاخه ی لاغر بیدی کوتاهبر تنش جامه ای انباشته ا...

ایستاده در بادشاخه‌ی لاغر بیدی کوتاهبر تنش جامه‌ای انباشته ا...

ایستاده در بادشاخه ی لاغر بیدی کوتاهبرتنش جامه ای انباشته از...

♨️خواسته‌ی دانش‌آموزان معترض فرانسوی 🔹 ما فقط می‌خواهیم معلم...

شبکه حرومزاده اینترناشنال چرا لال شدی

🤣🤣

♨️تداوم پیشروی‌های ارتش یمن؛ تعز در آستانۀ آزادسازی🔹به‌گفتۀ ...

♨️معاون شورای امنیت روسیه: حمله تروریستی اوکراین به کشتی ایر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط