با لب نمناک لبت را به هوس می بوسم

با لب نمناک لبت را به هوس می بوسم
از همین لحظه و تا قطع نفس می بوسم

من که زندانی چشمان تو بودم ز ازل
چشم زیبای تو را پشت قفس می بوسم

دل من را ندهی وعده به وصلت ... پس از این
طرح لب های تو را هم به عبس ... می بوسم

نه که پنهانی و با ترس و نه در خوف و رجا
در همین کوچه و نزد همه کس می بوسم

هم به هنگام اذان و دم محراب نماز
هم کلیسای مسیح وقت جرس می بوسم

ابتدا نقش دو چشمان تو را می کشم و
روی این دفتر زیبا و سپس می بوسم

وقت این قافیه تنگ است و غزل مست تو شد
شکوه داری که چرا روی تو بس می بوسم ؟؟؟
دیدگاه ها (۵)

و‌ ذکرتُ عیناک،فبکیتُ مِن شِدِت الحنینچشمانش را به یاد آوردم...

من شعر می شومتو مرا با بوسه هایت دکلمه کن خب ؟!

کاش می‌شد بنویسم بزنم بر در باغکه من از این‌همه دیوار بدم می...

شاملو می‌گوید:بترس از او که سکوت کردوقتی دلش را شکستی...او ت...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.69  (روایت از زبان ا.ت)---بع...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۵✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۷✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط