″Why we″

″Why we″
His eyes are still shining
Part:5
یوجین:حسرتشو تو دلت میزارم.
و از کافه بیرون رفت.. تهیونگ به سمت کوک که. متوجه شد اونجا نیست. با تعجب میگشت اما خبری ازش نبود.. با خودش گفت شب بهش یه سری میزنم...
ساعت دوازده شد و ساعت کافه 12 بار تیک خورد.
از توی یخچال یه کیک وانیلی که تزئین شده با تون فرنگی بود رو برداشت و داخل جعبه گذاشت و با یک پاپیون قرمز بستش.
دستش گرفت و مغازه رو بست . و سوار ماشینش شد به سمت. خونه کوک رفت. زنگ زد. صدایی نیومد .
کمی وایساد و قبل از اینکه دوباره بخواد زنگ بزنه در باز شد. خاله کوک با ظاهری پریشون نگاهی به تهیونگ کرد.
تهیونگ:خانم جئون چیزی شده؟
خاله کوک بغضی کرد
خاله کوک: کوک آمد خونه خونی بود خواستم باهاش حرفی بزنم ولی رفت داخل اتاقش و محکم درو بست ، درو باز نمیکنه صدایی هم از اتاقش نمیاد ..
تهیونگ با عجله به سمت اتاق کوک رفت و کوبید.
تهیونگ:هی کوک درو باز کن پسر
بار ها گفت اما صدایی نشنید
تهیونگ:لعنتی .
با بدنش چند ضربه محکم به در زد و در باز شد..
به کوکی که غرق در خون کف اتاق دراز کشیده بود نگاه کرد
خاله کوک روی زانو هاش فرو آمد و گریه میکرد..
تهیونگ سریع سمت کوک رفت محکم مچ کوک رو بست که جریان خونشو کمی کند کنه و سریع تن بی جونشو بلند کرد و به سمت ماشینش رفت. سه تایی رفتن به بیمارستان..
دکتر: بهتره بزارید ما تلاشمونو بکنیم و دعا کنید ...
نیم ساعت؟ یکساعت؟ دو ساعت؟ تهیونگ دقیق نمیدونه. ولی اون شب تهیونگ دیگه عادی نبود. انگار یه چیزی فرق میکرد ،انگار ایندفعه فقط یه کمک نبود. ساعت هااا گذشت و تهیونگ بی صدا یه گوشه کز کرده بود. فقط میخواست که بتونه بفهمه چه آشوبی درون قلبش راه افتاده.. این آشوب چرا راه افتاده؟ سوالات تکه تکه ی مغزشو میخوردن
انگار که تهیونگ فهمیده بود. قراره معجزه اون پسر باشه. ولی خبری از سرنوشتی که نوشته شده بود نداشت. خبر نداشت که چطور میگذره.. اما میخواست حداقل تلاششو برای اون بکنه.. برای کسی که نمیشناستش. اما آشوبی از جنس مختلفی درون اون راه انداخته بود..


بچهااا نیم برا خودم برگزیدممممم صدام کنید خالههههههههه
چقدر خاله خوبیم. براتون پارت میزارمممم حال کنید
دیدگاه ها (۲۳)

″Desirée″Part:0خاله براتون فیکککک جدید اوردههههه هورااااا دس...

" Win on love"Love wins in the end?Part:20این دوساعت برای کو...

بانو حمایت شنفیک نویسه🎀https://wisgoon.com/john_edward

" Win on love"Love wins in the end?Part:19تهیونگ:بچها پاشید ...

″Why we″His eyes are still shiningPart:3تهیونگ:شام خوردی؟کوک...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک /پارت ۵۱ جونگ کوک : ولی دروغای سانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط