مگسی را کشتم . . . .

مگسی را کشتم . . . .

نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است . . . .

و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است . . . .

طفل معصوم به دور سر من می چرخید ،

به خیالش قندم . . . .

یا که چون اغذیه ی مشهورش،

تا به آن حد، گَندَم . . . .

ای دو صد نور به قبرش بارد ،

مگس خوبی بود . . . .

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد ،

مگسی را کشتم . . . .
دیدگاه ها (۷)

هیس . . . .مادر بزرگ در حالی که با دهان بی دندان ،آب نبات قی...

حجم ِ سرد اتاقم, بی شمع و کیک وکاغذهای رنگی، میزبان تولد م...

عاشق اون لحظه ام.... که از پشت بغلم میکنی .... نفسات گردنم...

سلام دوستان...شبتون بخیر...این پروفایل داداشمه...تاره اومده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط