بی خیال دست میبرد بر پیانو

بی خیال ، دست میبرد بر پیانو ...
کلاویه هایش داغ هستند .
بگذار آهنگ ها از دل بیایند ، تو فقط انگشتانت را بسوزان‌.
موسیقی همانقدری زیبا می‌شود که انگشتانت کباب شوند .
تا وقتی که آرزو کند برف ببارد ... و او انگشتانش را در برف فرو کند .
با اینکه پارسال از برف متنفر بود .
دیدگاه ها (۲)

بین کوچه ها گیر افتاد .نمیشه که توی این وضعیت گریه کرد ، حتی...

- امروز چی شد ؟ - هیچی ... -ـ به چی نگاه می‌کنی ، میگم هیچ...

کتاب را باز میکند .فکر میکند و خسته میشود ، پاره میکند ، یا...

پارت ۱۸اوضاع خوب نبود. دانزو میدانست که از شیسویی کتک خورده ...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط