نعل های خاک خورده دنده هایش را شکست

نعل های خاک خورده دنده هایش را شکست
مثل مادر این تنی که میخورد پا قاسم است

چونکه قاسم بود بین گرگها تقسیم شد
یوسف پاشیده از هم بین صحرا قاسم است
دیدگاه ها (۱)

چشمش ز چشم زخم زمستان هراس شد تصویر حسن دست به دامان قاب شد ...

من روضه تو را شنیدم و زنده‌ام هنوز اين شرط عاشقی نَبُوَد خا...

از پیرهای زخمی جنگ جمل رسید هرچه رسید و عمر جوان مرا گرفت ل...

من یتیمم ز محبّت دل قاسم مشکن چه شود گر که مَن سعی صفای تو ک...

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

پارت ۲۹ کاکاشی یواشکی دستش را دراز کرد، حرکتی تقریبا ناخوداگ...

یک عصر تابستان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط