چشم وا کردم و دیدم

چشم وا کردم و دیدم
ڪ خدایم
" تــو " شدی

دفتر پر غزل خاطره هایم
" تـو " شدی

در سرم نیست
بجز حال و هوای
" تــو " و عشق

شادم از اینکه
همه حال و هوایم
" تــو " شدی
دیدگاه ها (۱)

‌ ‌ تا نگاهت میکنم حالم پریشان میشوددست وپایم همچو شاخ بید ل...

ڪاشڪی او ماڸ مڹ بود ومنم ماڸ دلش…ڪاشڪی دریای عشقم میشد ومڹ س...

بنویسیم روی خاک رو درخترو پر پرنده رو ابرا بیا بنویسیم روی ب...

p11بیو جیمین اگه بیدار شم ببینم جاش کبود کردم کبودش میکنم 😏ن...

𝕁𝕚𝕟𝕖 𝕙𝕠𝕡𝕖𝕣✨️🌻𝕋𝕨𝕠 𝕡𝕒𝕣𝕥⭐️از زبان ال🍯ال:کمک... کمک کنین(نفس نفس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط