دلم از تو که نیستی به تنگ آمده
دلم از تو که نیستی به تنگ آمده
قرار ما این بود...
هر بار که کوچه به انتهای باغ می رسد
موهایت را تابی بدهی تا من کنار هر
درخت تازه،جوانه بزنم..
قرار ما این بود...
هر بار که کوچه به انتهای باغ می رسد
موهایت را تابی بدهی تا من کنار هر
درخت تازه،جوانه بزنم..
- ۵۰۳
- ۱۱ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط