پارت شش

پارت شش

لطفا خودتون رو به اون راه نزنید من
میشناسمتون شما یکی از دوستای
برادر من هستید فک کنم برادر منم
رو بشناسی میشه بگی اون کجاست
اونم عضو تومان بود یعنی گروه شماها
گفتم شاید بشناسی مثل اینکه نه
نمی شناسید پس من می رم خدافظ
دستم و گرفت و گفت عا من برادرتون
رو می شناسم اما باید همه چی رو از
مایکی بشنوی پس بامن بیا تا بریم
کنارش میومدم اما شبه الان بمونه
برای فردا یه آدرس بده تا فردا بیام
اونجا فقت راستی میشه اسمتون
رو بدوم آخه یادم رفته آره حتما
اسم من
دیدگاه ها (۰)

فردا ادامه وانشات رو می زارم پس لایک کنید خب

ممنون که همه ی پارت هارو لایک کردی

اون می شناسم بود

پارت پنج چاره ای ندارم مجبورم برم سلام کاری داشتید ؟اون : وا...

پارت دهم...میکا: دیگه نمی‌خوام هرگز ببینمت پس خودتو گم و گور...

《تنفر قبل از عشق》پارت ۳حدودا ساعت ۲ صبح ویو دامیانداشتم درس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط