عشق تو گرفت از تن من تاب و

عشق تو گرفت از تن من تاب و
توان را
ترسم که به پایان نرسانم
رمضان را

آه ای رطب دورترین شاخه
چه می شد؟
شیرین کنم از شهد لبان تو
دهان را


#شیرین_خسروی
دیدگاه ها (۸)

عشق تو ستودنیستوقتی همگام  بامنکوچه باغهای خیالم رادر  تنها ...

از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر #تو ک...

لبخند بزن یاور شیرین سخن من لبخند تو انگار شده هموطن منلبخند...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

✦ اولین گناه ✦فصل چهلم: تا ابد---حسودی.لعنتی. حسودی.به بچه‌ه...

سلام بر معلم شهیددرود خالصانه ام نثار تو باد ای معلم شهید که...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط