دلتنگ که میشوم

دلتنگ که میشوم
میخواهم تو را ببینم و سیر تماشایت کنم
در آغوش بگیرمت و بوسه بارانت کنم
صدایت بزنم و صدایت را بشنوم
اما هیچکدام نمیشود
چون تو کنارم نیستی
پس میخواهم عکست را نگاه کنم
و در چشمهایش خیره شوم
و ساعتها با تو سخن بگویم
بدون آنکه حتی حرفهایم را بشنوی
اما آنهم نمیشود
من که از تو عکسی ندارم
پس دلتنگ که میشوم
چشمهایم را میبندم
خیالت را در آغوش میگیرم
و بیادت اشک میریزم
و تو آن دوردستها
حتی خبر نداری

#عاشقانه#عاشقانه_ها#دلنوشته#دلنوشته_ها
دیدگاه ها (۵)

دلتنگ که میشوممیخواهم تو را ببینم و سیر تماشایت کنمدر آغوش ب...

دلتنگ که میشوممیخواهم تو را ببینم و سیر تماشایت کنمدر آغوش ب...

.دلتنگ که میشوممیخواهم تو را ببینم و سیر تماشایت کنمدر آغوش ...

دلتنگ که میشوممیخواهم تو را ببینم و سیر تماشایت کنمدر آغوش ب...

چشم‌هایم را می‌بندم و همه‌ی جهان می‌میرد ؛ دلتنگ دلتنگی هایم...

میدانی.. امشب هم خواستم از آن خیالپردازی های همیشگی کنم از آ...

. مادر امروز دلم تنگ تنگ میشودامروز میروی ومن میمانم وقاب ع...

شهریور ،شهریور لعنتی چشم دیدنت را ندارم وقتی از هزار توی تو ...

هنوز هم گاهی ،دلتنگت میشوم ، هنوز هم گاهی ، دلم میخواهد مرا ...

امروز باعزیزان جمع شدیم ولی بابا نبودی امروز نبودی عزیزات رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط