مهم ترین اتفاقاتِ زندگی هم

مهم ترین اتفاقاتِ زندگی هم
به وقتش اگر اتفاق نیفتد
مزه اش را از دست میدهد!
مثلاً همین من
"تو" را
درست در همین لحظه
در همین حال
در همین فصل
کنارِ همین روزهای کسل کننده ام میخواهم
می دانی؛
آمدنت
سالها بعد هم اگر برایم رخ دهد،
نه اینکه آن روزها دوستت نداشته باشم ، نه
ولی قبول کن،
انتظار زیادش آدم را خسته میکند...
من از احساسی که حیف میشود این روز ها حرف میزنم
از دوست داشتنی که باید کنارِ گوش ت زمزمه کنم و کیفی که از دیدن صورتت وقتی با شنیدنش سرخ میشود
من نبودنت را هر روز
مثل یک بغض می خورم و
میترسم از هضم نبودنت
گلایه ای نیست،
اما باید بدانی،
اینقدر دست نیافتنی بودنت
دارد مجابم میکند به دست کشیدن از
دوست داشتنی که پر است از نداشتنت!
دیدگاه ها (۱)

بنویس...دوستت دارم!همین طور که مینویسیبخوان و آرام تکرارش کن...

مدتهاست حاکم سرشاخه های احساسم شده ایمگر میشودعطر تنت به گند...

نمی دانم دلم چرا گرفته است ؟؟شاید هم می دانم و خودم را به نف...

یک‌ طوری میگویید مرد که کم نمی اورد که گویا مرد یک صخره بی ج...

مینویسم برای تویی ک نابودم کردی ولی همچنان شوق دیدنت را دارم...

🔺فتنه همین است؛ شاخ و دُم که ندارد!🔹یادتان هست آن روز که شور...

پدر پریسا گفت  سیاوش جان چند لحظه صبر کن با شما کار دارم . ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط